امروز که چشمان زیبایت برای من است و گرمی احساست را از نگاهت

می فهمم دنیا در دستانم مثل پرنده ای کوچک خواب رفته است

احساس خوبی ست داشتن قلب قشنگت.لب به سخن که می گشایی

چشمانم در پی لبانت می دود و قلبم در حسرت بوسیدنت می تپد

آنگاه که داغی لبانت را بر لبم حس می کنم گویی در آسمانم

وقتی می بوسمت عمق وجودم می لرزد....

می لرزد از عشق از عظمت احساسمان........

چشمانم پر از اشک می شود....اشکی که از شوق عشق توست

عشقی که هر لحظه وجودم را فرا می گیرد

عاشقی با تو گدایی نیسیت...ولی اگر می گویند گدای محبتت هستم

بیمی نیست.....آری هستم...من وجودت را گدایی می کنم و تو آن را به من

می بخشی......

دلیلی برای زندگی ندارم جز عشق تو ....

for my love