مگه از توبهترم پیدا میشه؟

سلام.وقتی اومدم نت خیلی عصبی بودم.......ولی خب حالا حالم بهتره..........شریف جان اینقد

نا امید نباش........عشقت همیشه پیشت می مونه.....مطمئن باش

اینم یه شعر خیلی ناز......ک با وجود این شعر لازم نیست حرف دیگه ای بزنم.....

فقط واسه تو بهترینم.....

 

مگه از تو بهترم پیدا میشه؟؟؟؟

مگه عشقت تو ترانه جا میشه؟

 

از نگات ترانه ی من آب میشه

نباشی نقاشیام خراب میشه..!

واسه اسکار طلاترین نگاه

همیشه چشم توانتخاب میشه

 

اسم تو رو خط مشق دفتراس

روی بال عاشق کبوتراس....

دل من زمینی و اسیر و تنگ..

قلب تو لطیف و اهل اون وراس

 

قلبم ودادم دس چشای تو

نفسم میاد فقط برای تو

غصه و اخمتو بسپر دس من

تا خودم گریه کنم به جای تو

 

 

موهای رنگ شبت ابریشمه

به خدا دیوونتم یه عالمه

آسمون پیش تو زانو می زنه

هرچی که گریه کنم بازم کمه

 

مهربونی پیش تو تکراریه

اشکام از نبودن توجاریه

هرجارو نگاه کنم فقط تویی

من اتاقم پر یادگاریه.....

 

تک تک ستاره ها رومی چینم

خواب هرچی گل سرخه می بینم

می رم و مثل تو مهربون میشم

میام و پایین پاهات می شینم

 

بیا با دسات نگامو بنویس

قصه ی ترانه هامو بنویس

بنویس با یه اشارت می میرم

شدت عاشقیامو بنویس.....

 

مردنم مارو جدا نمی کنه

دنیا مارو بی وفا نمی کنه

اونیکه دیوونته هرچی باشه

می مونه تورو رها نمی کنه

 

بیشتر از عشق و خدا دوست دارم

من یه جور دیگه جدا دوست دارم

"عشق" تو یه اتفاق ساده نیس...

من نمی دونم چرا"دوست دارم"ماچقلب

نرو زیبا

سلام..خیلی دلم گرفته.. از زندگي خسته شدم...خيلي بدشانسم..هرکاري ميخام بکنم نتيجه برعکس ميگيرم...دارم ديونه ميشم نميدونم چيکارکنم..اومدم آخرين پست خودمو تو  وبلاگ روبزارم وبرم  که شعر مریم حیدرزاده س که ی جورايي حرف دلمه...همتون ب ارزوهاتون برسين..خداحافظ

 

نرو زيبا
نرو زيبا رفتنت واسه دلم ضرر داره
اونورا آدم بد فراوونه ، خطر داره
سايه روشن چشات داد مي زنه مي خواي بري
شب ناز مژه هات علامت سفر داره
نرو زيبا هميشه وحشت من از اين بوده
آه يكي يه جايي به چشماي تو نظر داره
تو مراقب تمام لحظه هامي ، مي دوني
نباشي هر آي تو دستاش ، دو سه تا تبر داره
منم اين ديارو ، اين آدما رو دوس ندارم
ولي هر چي آه باشه دنا داره ، خزر داره
نرو زيبا ، لااقل به خاطر درخترآي
آه يه دل از همه عاشقا ديوونه تر داره
تو بمون حتي اگه مال آس ديگه بشي
بودنت رو خط به خط زندگيم اثر داره
نرو زيبا بسمه هر چي آه پيشم نبودي
به خدا اين دخترك يه قلب در به در داره
مي ري اونجا چه آني دل منو بسوزوني ؟
يگي مشكل توا ، عاشقي دردسر داره
نرو زيبا به خدا از اين ديوونه تر مي شم
واسه اون چشماي تو تفاوتي اگر داره
تو فقط نمي دوني چه قدر دوست دارم همين
خدا اما شايد از اين عاشقي خبر داره
نرو زيبا هستي مريم عاشقت اينه
يه دل و يه زيبا و يه دنيا چشم تر داره

تو نباشي مي ميرم ، اما چي گفتم مردنم
واسه ي تو و خيالات فرقي ام مگر داره ؟
زندگي سازيه آه ما همه آوآش مي آنيم
زير داره ، بالا داره ، پايين داره ، زبر داره
گاهي تلخه ، مث جام شوآرانه رفتنت
گاهي ام مثل خيال موندنت شكر داره
بال پرواز ندارم اما بري باهات ميام
دل واسه بودن با تو ، هزار تا بال و پر داره
اينو گفتم آه نري ، باز ولي با خودت بگي
جايي نيس اين دختره دس از سر ما برداره

 

ديوونتم ، ديوونتم ، ديوونه

سلام...خوبین؟نیشتون باز هس؟؟دلم واستون تنگ شده بودبعد مدتی اومدم آخرین آپ تابستون رو بکنم و بگم که دیگه ی جورایی بای بای وبلاگدیگه نیتونم زیاد بیام نت..هروقت اومدم بهتون سر میزنم و وبم آپ میکنم...دوستون دارم..اما آپ امشب مخصوص ی نفره..دیونتم نفسم...دنیامی

 

  ديوونتم ، ديوونتم ، ديوونه

شب شده ساکته دوباره خونه

مي گرده دل دنبال يك بهونه

مي گرده باز گنجه ي خاطراتو

پي يه حرف ناب و عاشقونه

عكس تو رو باز مي ذاره روبروش

آه تا ته شب واسه تو بخونه

دلم تو التهابه آه چه جوري

قدر چشاي نازتو بدونه

تو عصري آه قحطي عطر ياسه

اما به جاش دوست دارم گرونه

آافيه اسمتو يه جا ببينم

تا حس شعرم بزنه جونونه

من نمي تونم بگم اندازه شو

اينو فقط شايد خدا بدونه

محاله آه عشق ما رو ندونن

برو سوال آن از گلاي پونه

اگه بخوان خيلي آم از تو بگن

مي گن همون آه خيلي مهربونه ؟

بي خبري تو ولي از حال من

ميندازم اينو گردن زمونه

چقدر حسوديم مي شه وقتي همه

بهم مي گن دل تو پيش اونه ؟

من خودم باز مي زنم به اون راه

مي گم بياريد واسه من نشونه

اما تا آي فريب بدم دلم رو

اون داره آلي آدرس و نشونه

مهم ولي تويي آه اسم نازت

با من يه جايي پشت آسمونه

اونا نمي دونن ستاره هامون

دوتاس ولي توي يه آهكشونه

اينو بخون تا دوباره بدوني

ديوونتم ، ديوونتم ، ديوونه

                                           <<موفق باشین،بابای همگی>>

آخرین آپ تابستون

سلاااااااااااااااام خوبین؟؟؟؟؟

این روزا زیاد آپ میکنم ببخشید دیگه...

این آخرین آپ تابستونه

امیدوارم خوشتون بیاد......

این آپ فقط مال ۱نفره........

اونم عشقمه که خیلی دوسش دارم......

اسمشم.....بگم؟؟؟؟؟خب میگم...شریف

نامه عاشقانه

من از این به بعد فقط ۵شنبه ها میام نت

سعی می کنم آپ کنم

بای تا هاای

 

دلم گرفته......

سلام.امروز حال خوبی ندارم.......دلم گرفته.....

زندگی چیه؟؟؟؟؟واسه چی باید زندگی کنیم اونم به اجبار......

چرا هرچی بزرگتر میشم آرزوهام ازم دورتر میشن؟؟؟؟؟

همیشه چیزهایی که دوس دارم رو از دست میدم........

خدااااااااااااااااااااااااااا.....

 

دلم گرفته آسمون ، نمی تونم گریه کنم

 

شکنجه می شم از خودم ، نمی تونم شکوه کنم

 

انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده

 

باز داره باورم می شه ، خنده به من نیوموده

 

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

 

تو روزگار بی کسی یه عمره که در به درم

 

حتی صدای نفسم ، می گه که توی قفسم

 

من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم

 

دلم گرفته آسمون ، یه کم منو حوصله کن

 

نگو که از این روزگار ، یه خورده کمتر گله کن

 

منو به بازی می گیرن عقربه های ساعتم

 

برگه تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم

 

آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن

 

نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن

 

شکی

 

سلااااااااااااااااااااااااااااام من دوباره برگشتم.....خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

دفعه قبل گفتم دیگه بر نمیگردم.......ولی خب.......به دلایلی که فقط خودم می دونم و

 

خودش...برگشتمممممممم......

 

این آپ هم تقدیم می کنم به.............دیگه دیگه...نمیگم کی....توکفش بمونید...

 

 

 

وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نگاش کنی

به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه

فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی

خیلی چیزا رو می شکونی تا دل اونو نشکنی

حاضری بگذری از دوستای امروز و قدیم

اما صداشو بشنوی شب از میون دو تا سیم

حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو

فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت بگه برو

حاضری هر چی دوست نداشت به خاطرش رها کنی

حسابتو؛ حسابی از مردم شهر جدا کنی

حاضری حرف قانونو ساده بذاری زیر پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات

وقتی بشینه به دلت از همه دنیا می گذری

تولد دوبارته اسمشو وقتی می بری

حاضری جونتو بدی یه خار توی دساش نره

حتی یه ذره گرد و خاک تو معبد چشاش نره

حاضری مسخره ت کنن تمام ادمای شهر

اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر

حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی

رو دست مجنون بزنی با غصه ها همخونه شی

حاضری مردم همشون تو رو با دست نشون بدن

دیوونه های دوره گرد واسه تو دست تکون بدن

حاضری اعتبار تو به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسی بدن جات اونو انتخاب کنن

حاضری که بگذری از شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسی نخواد بشینه رو به روت

وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داره

دیگه به چشمت نمی یاد اگر که ثروتی داره

حاضری بشنوی حتی اگه سرزنشه

به خاطر اون کسی که خیلی برات باارزشه

حاضری هر روز سر اون با ادما دعوا کنی

غرور تو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی

حاضری که به خاطرش پاشی بری میدون جنگ

عاشق بشی اما بازم بگیری دستت یه تفنگ

حاضری هر چی گل داریم دونه به دونه بشمری

بسوزی از تب نگاش اسمشو وقتی می یاری

حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش بکنی

پشت سرت هر چی می گن چیزی نگی گوش بکنی

حاضری هر چی که داری بیان و از تو بگیرن

پرنده های شهرتون دونه به دونه بمیرن

حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس

وقتی کسی رو دوس داری معنی نمی ده دیگه ترس

وقتی کسی رو دوس داری صاحب کلی ثروتی

نذار از دستت بره این گنج خیلی قیمتی...

 

دوووووووووووووووووووست دارم دیوووونه

تویعنی خود زیبا

 

<<تویعنی خود زیبا>>

وقتي آه چشات ابره ، پلكات چه مهي داره

آفتاب به نگاه تو ، آلي بدهي داره

ماه روزا مياد مكتب ، پيش مژه ي نازت

بارون شده شاگرد ، شب تا سحر سازت

پروانه مياد دورت ، تنها واسه ي مردن

مردن پيش چشم تو ، يعني هميشه بردن

دريا شنيدم عصرا ، موتو مي زنه شونه

راستي ديگه فهميدم محض چي پريشونه

پيش يه نگاه تو ، آوها هميشه موم ن

بيچاره گلا پيشت يه عمره آه محكومن

آوها تو زمستونا از دوره آه پر برفن

پيش تو ميان هيچن ، در حد دو تا حرفن

رنگين آمونم سادس ، پهلوي تو بي رنگه

چشماي تو آه باشه ، جاي آسمون تنگه

با اسم تو سيمرغا ، پر مي آشن و مي رن

با برق نگاه تو مي سوزن و مي ميرن

دربون دو چشماته ، هر چي نور و سيارس

دفترچه ي ابرا از حرفاي مژت پاره اس

صحراها زير دستت گرما رو مي آموزن

زيبا آتيشا از رو چشماي تو مي سوزن

قطبا زير دست تو شيش ماه مي بينن دوره

تو قلب دائم شب ، دستات هميشه ظهره

جنگل با اون آوازش تو چشماي تو گم شد

شمشاد اومد و پيشت خم شد قد گندم شد

من هر چي بگم از تو ، با او جذبت دوره

راس گفتي چه آاري بود ، شاعر مگه مجبوره ؟

من متهمم باشه ، تو داوري و قاضي

هم مي توني شاآي شي ، هم مهربون و راضي

حرف حالا و فردا ، مثل هميشس زيبا

جز تو همه يعني هيچ ، تو يعني خود زيبا

         (مریم حیدرزاده)

منو ببخش

       مریم حیدرزاده

منو ببخش

زيبا من چيا بگم عاشقي باورت مي شه ؟

تو آه خيلي بهتر از ما اين چيزا سرت مي شه

چشماي ناز تو آه وا ميشه ، آفتاب مي زنه

تازه وقتي تو بگي صورتشو آب مي زنه

من بگم دوست دارم با چه رقم يا عددي

تو آه بينهايتو قشنگ تر از من بلدي

مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا

عاشق آسي شدن جز تو حرومه به خدا

با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو مي ره

ماه اگه برق چشاتو ببينه از رو مي ره

زيبا چشم تو اگه با رؤياهام قهر آنه

آسمون دلش مي خواد شهر و پر از ابر آنه

چه قدر اسمتو نوشتم روي هر صخره و سنگ

چه قدر آشته منو اون دو تا چشماي قشنگ

گفتي فاصلس ميون من و رؤياهام با تو

باشه اما نمي دم هرگز به هيچكسي جاتو

زيبا وقتي آه خونت پيش مديترانه بود

دل من واسه سفر منتظر بهانه بود

زيبا اسمت آه مياد بدجوري ديوونه مي شم

ولي گفتي قصه شو آه نميشه بياي پيشم

زيبا تو فرشته اي ، اهل يه جايي تو بهشت

نمي شه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت

از حسوديم نميشه بسپرمت دست خدا

جام چه قدر مشخصه ، تو نقشه ي ديوونه ها

زيبا آتيش مي زنه دل منو اخماي تو

نكنه اضافه شن با عشق من زخماي تو

زيبا ناز آن آه چشات ، ناز خريدني داره

اون چشات گلي ستاره هاي چيدني داره

مال هيچ آسي نشو چون اينجاها فرشته نيس

عشقا و عاشقيا تلخه مث گذشته نيس

گفتي فاصله س ميون فكرمو ، حقيقت

آاشكه داشتم يه ذره فقط يه آم لياقت

تشنه بودم واسه ي شنيدن يه دنيا حرف

تو يه آم گفتي و بعدش دوباره سكوت و برف                   

جاي برفا روي آاغذ مي شه نقطه چين گذاشت

حرف تو بشه بايد اين قلمو زمين گذاشت

عمريه موندم توي مصراع اول چشات

فقط اين فعلو بلد شدم آه مي ميرم برات

اگه بين همه تو دنياي ما جنگ بشه

عشق من محاله به چشم تو آمرنگ بشه

اگه باورت نشد بذار زمان نشون مي ده

جواب سوالاي سختو هميشه اون مي ده

تو دوسم نداشته باش ، بازم قشنگه عالمت

آسي آه مي دونه اما مي نويسه مريمت

زيبا آاري اگه آردم و تو رنجيدي ببخش

دنيا بايد بدونن فرشته اي ، پس بدرخش

    <<مریم حیدرزاده>>

Farzad Farzin - Kashtie Solh

 سلام...چطورین؟عبادت و نماز روزتون قبول..واسم دعا کردین؟؟ دعای من که بالا نمیره این نتیجه نظرسنجی قبلی..تو نظرات بگین نظرسنجی جدید در مورد چی باشه؟!!دوستون دالم..بابای

چه چیزی بیشتر تو وبلاگ بزارم؟

۱-عکس،کلیپ         ۹رای ۴.۴٪             ۲-جوک و اسمس   ۱۲رای ۵.۹٪

۳-دانلود آهنگ...   ۱۶۸ رای ۸۳.۵٪           ۴-بیوگرافی   ۲رای  ۰.۹٪

۵-متن و داستان   ۱رای ۰.۴٪                 ۶- لاو    8رای   ۳.۹٪             ۷-سایر  ۱رای  ۰.۴٪


 

                                 آهنگ جدید و بسیار زیبای فرزاد فرزین به نام کشتی صلح

ترانه سرا : روزبه بمانی / آهنگساز : فرزاد فرزین / تنظیم : فرزاد فتاحی

(با سه کیفیت متفاوت)

 

دانلود در ادامه مطلب>>>

ادامه نوشته

دعام کنیـــــد:-(

                 

 

                  

وضع و حالم خیلی بده...امشب خیلی واسم دعا کنید

just for u

سلام...چطولین؟این مدت نبودم بازدید بالاتر رفتهببخشید جواب نظر بعضی هارو ندادم بهتون سر نزدم سر فرصت حتما میام آپ امروز مال ی نفره..مال تنها کسی که تو این دنیا دوسش دارم..نفسمی..دیوونتم

 

تو گل سرخ مني
تو گل ياسمني
تو چنان شبنم پاك سحري ؟
نه
از آن پاكتري
تو بهاري ؟
نه
بهاران از توست
از تو مي گيرد وام
هر بهار اينهمه زيبايي را
هوس باغ و بهارانم نيست
اي بهين باغ و بهارانم تو
سبزي چشم تو
درياي خيال
پلك بگشا كه به چشمان تو دريابم باز
مزرع سبز تمنايم را
اي تو چشمانت سبز
در من اين سبزي هذيان از توست
زندگي از تو و
مرگم از توست
سيل سيال نگاه سبزت
همه بنيان وجودم را ويرانه كنان مي كاود
من به چشمان خيال انگيزت معتادم
و دراين راه تباه
عاقبت هستي خود را دادم
آه سرگشتگي ام در پي آن گوهر مقصود چرا
در پي گمشده ي خود به كجا بشتابم ؟
مرغ آبي اينجاست
در خود آن گمشده را دريابم
و سحرگاه سر از بالش خواب بردار
كاروانهاي فرومانده خواب از چشمت بيرون كن
باز كن پنجره را
تو اگر بازكني پنجره را
من نشان خواهم داد
به تو زيبايي را
بگذاز از زيور و آراستگي
من تو را با خود تا خانه ي خود خواهم برد
كه در آن شكوت پيراستگي
چه صفايي دارد
آري از سادگيش
چون تراويدن مهتاب به شب
مهر از آن مي بارد
باز كن پنجره را
من تو را خواهم برد
به عروسي عروسكهاي
كودك خواهر خويش
كه در آن مجلس جشن
صحبتي نيست ز دارايي داماد و عروس
صحبت از سادگي و كودكي است
چهره اي نيست عبوس
كودك خواهر من
در شب جشن عروسي عروسكهايش مي رقصد
كودك خواهر من
امپراتوري پر وسعت خود را هر روز
شوكتي مي بخشد
كودك خواهر من نام تو را مي داند
نام تو را مي خواند
گل قاصد آيا
با تو اين قصه ي خوش خواهد گفت ؟
باز كن پنجره را
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حيات
آب اين رود به سرچشمه نمي گردد باز
بهتر آنست كه غفلت نكنيم از آغاز
باز كن پنجره را
صبح دميد
چه شبي بود و چه فرخنده شبي
آن شب دور كه چون خواب خوش از ديده پريد
كودك قلب من اين قصه ي شاد
از لبان تو شنيد :
"زندگي رويا نيست
زندگي زيبايي ست
مي توان
بر درختي تهي از بار ، زدن پيوندي
مي توان در دل اين مزرعه ي خشك و تهي بذري ريخت
مي توان
از ميان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بيزار از اين فاصله هاست "
قصه ي شيريني ست
كودك چشم من از قصه ي تو مي خوابد
قصه ي نغز تو از غصه تهي ست
باز هم قصه بگو
تا به آرامش دل
سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم
گل به گل ، سنگ به سنگ اين دشت
يادگاران تو اند
رفته اي اينك و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوگواران تو اند

(حمید مصدق)