سلام عزیزم

سلام:
برای هضم لحظه ای که آغازش از تو نوشتن است دست کم باید چند
نفس عمیق کشید و به تمام قد در برابر خاطرات ایستاد و تعظیم کرد و
شکست و نوشت.تمام این کارها را کرده ام و حالا واجد شرایطم برای
از تو نوشتن:
گیریم که سلام.به فرض که حالت را بپرسم.سراغت را بگیرم.گداییت
کنم.پرستشت را نقاشی کنم.شعرت کنم.قابت کنم.کتابت کنم.وقتی
آنگونه که نباید باشی هستی چه فرقی می کند.وقتی جواب دلم برات
تنگ شده خواهش می کنمی هست که به غریبه ترین رهگذرها هم
خرجش نمی کنی چه کنم؟
حقیقتش تازگی ها حس می کنم هیچ چیز نیستم.در برابر تو همه کس
هم هیچ چیز نیست و هیچ تنها هویتش را حفظ میکند.همه به تو که
می رسند خودشان هویتشان و وجودشان را فراموش می کنند گم می
کنند.یک جور از بودن خودشان خجالت می کشند.زیبا.نامم با نامت دو
حرف وهزار دنیای مشترک دارد
دووووووووست دارم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ آبان ۱۳۸۹ ساعت 18:12 توسط Shakila
|
❤★❤★❤★❤★❤★