سلام امروز مقدمه کتاب"تقصیر من نبود" مریم حیدرزاده واستون میذارم امیدوارم دوس داشته باشین

 

برای همه ی آنهایی که بی تقصیرند

تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنان را راندند تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست !

زندگی شیبی ست ، عشق سیبی ست ، و وای بر حال آن که در عشق پایبند نظم و ترتیبی ست ، و اما تو :قرار نبود آن وقت های تو جایشان را با این وقت های من عوض کنند . قرار نبود عشق هم مثل گیلاس ، بوسه ، عیدی ، و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد . قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم . قرار نبود کسی یه هوای نشکستن دل دیگری بماند . قرار بود هرکس به هوای نشکستن دل خودش بماند. قرار نبود هرچه قرار نیست باشد. قرار تنها بر بی قراری بود و بس . گمان نمی کنم گناه من بزرگتر از نگاه تو باشد. اما یقین دارم که کودک دلت کمتر بهانه ی لالایی های شعر گونه ام را میگیرد.، مهم نیست فقط همه یک چیز یاد همه بماند. اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد تنها برایت    

می نویسم : خودت خواستی تقصیر من نبود

زیر سایه بان هستی دلواپس دلواپسی های هم باشیم

 

اینم یه شعر خوشمل واسه شریف

نشد یه قصری بسازم

نشد یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه

من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه

نشد یه جا بمونه و آخر بشه مال خودم

حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم

با همه التماس من نشد دیگه نره سفر

شعرام به جز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر

نشد برم بغل بغل  واسش شقایق بچینم

نه اینکه من نخوام برم ، نذاشت گلارو ببینم

نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم

یکی گفته که خواب دیده اون گفته عاشقش میشم

اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش

پیغام واسش فرستادم بیا بازم منو بکش

باور نکرد که عشقشو به صدتا دنیا نیمدم

یه تار مو خواستم نداد گفت به تو دریا نمیدم

راست میگه هرچی اون بگه من کجا و دیونگی

چه جور به حرفش گوش کنم؟اون گفت بچسب به زندگی!

خلاصه که آخر نشد ما گل سرخ و بو کنیم

اون گفت برو تا بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم

نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم

گذشته کار از کارمون، دیر شده به خدا قسم

نشد دوست دارم بگه به من که نه ، به دیگری

نشد یه بارم رد نشه،از روی شعرام سرسری

نشد یه کاری بکنه که بدونم دوسم داره

آتیش گرفتم یه بار نگام نکرد بگه آره

نشد یه بار حرف بزنه نذار پای سرنوشت

نشد یه بار نگم خدا الهی که بره بهشت

نشد برم، نشد نره، نشد بخواد نشد بیاد

نشد ولی شاید بشه، واسم دعا کنید زیاد

از شما پنهون نکنم یه حرفایی بهم زده

گفته همین روزا میاد اما هنوز نیموده

قصه داره تموم میشه مثل تموم قصه ها

فقط واسم دعا کنید اول خدا بعدا شما

                                                   میرم حیدرزاده(رسپینا)